امروزه، نگرانیهای متعددی در خصوص محیطزیست به وجود آمده است که به مصرف غیرصحیح و بالای انرژی مربوط میشود و به بهرهبرداری از منابع انرژی غیرقابلتجدید وابسته است. ازاینرو، مفاهیم جدیدی همچون شهرهای سبز، توسعه پایدار شهری، شهر اکولوژیک و شهر سالم، ظهور کرده و مورد توجه واقع شدهاند. در این راستا، صرفهجویی و استفاده بهینه از انرژی و نیز استفاده از فناوریهای نوین انرژی یا انرژیهای نو، ازجمله راهبردها و سیاستهایی هستند که برای حل مشکلات مربوط به حوزه محیط زیست و انرژی در شهرها پیشنهاد شدهاند.
اما به عقیده متخصصین، فناوری مربوط به انرژیهای نو به دلیل جدید بودن، برای پذیرش و سپس استفاده توسط عموم، نیازمند بسترسازیهای اجتماعی و فرهنگی در سطح جامعه است. درواقع، اقبال عمومی به انرژیهای نو، وابسته به آگاهی، شناخت و سواد انرژی شهروندان درمورد آنهاست. همچنین، استفاده بهینه و صحیح از انرژی بهطوریکه بالاترین بازدهی را داشته باشد، مستلزم اطلاع از روشهای صرفهجویی و استفاده مطلوب انرژی است. بنابراین، مفهوم «سواد انرژی» اهمیت زیادی در این رابطه دارد. سواد انرژی، پیوندی نزدیک با سواد زیستمحیطی (بوم شناختی) دارد که خود بهطور ویژه به تعامل میان محیط و فناوریهای نوین در حوزه انرژی اشاره میکند.
با توجه به رابطه بین مصرف فرهنگی و سواد انرژی، می توان گفت: «آموزش و آگاهی بخشی در حوزه انرژی در قالب کتاب، مجلات، برنامههای آموزشی، صداوسیما و استفاده از ظرفیتهای فضای مجازی، امری اثربخش در این زمینه است و سطح عمومی سواد انرژی در بین شهروندان را افزایش میدهد. همچنین، افزایش سواد انرژی از طریق مصرف کالاهای فرهنگی سبب میشود پذیرش عمومی انرژیهای نو از سوی شهروندان تسهیل شود».
پذیرش عمومی به این مسئله اشاره میکند که شهروندان تا چه اندازه به استفاده از انرژیهای نو رغبت دارند. بهعبارتدیگر، این مفهوم بیان میکند که شهروندان تا چه اندازه از انرژیهای نو استقبال میکنند و به آن نگرشی مثبت دارند.
البته هر پدیده نو در ابتدا با مقاومتهایی از سوی افراد جامعه مواجه میشود. این مقاومتها ممکن است ناشی از فرهنگ، فاکتورهای اقتصادی، بیاطلاعی و عدم آگاهی از پدیده جدید و مواردی از این قبیل باشد.